هرکسی منطق خودش را دارد. با هزار دلیل و مدرک هم نمی توانی بدهیات منطق خودت را به کسی که منطقش 180 درجه با منطق تو متفاوت است بقبولانی.
سراپای وجودم گواهی میدهد به آفرینندهای به نام خدا. به تسلطش بر ما و صاحب اختیار بودنش بر ما. اما چندی پیش با کسی گفتوگو کردم که به وجود خدا معتقد نبود. چون خودم یقین داشتم تصور کردم که میشود به او اثبات کرد ولی نه، او منطقی داشت که بدهیات و مدارک من برایش بدیهی و مدرک نبود.
این را میشود به بسیاری از باورها و اعتقادهای ما تعمیم داد. مثلا اینکه یکی معتقد است اوایل جوانی که شور و نشاط بیشتری هست موقعیت بهتری است برای ازدواج و دیگری به سنین بالاتر که تجربه بیشتر است اعتقاد دارد. این دو شاید ساعت ها هم نتوانند همدیگر را متقاعد کنند. یا مثلا وقتی با رئیس بسیج دانشگاهمان (فکر کنم بهآن میگویند فرماندهی بسیج) که از دوستان نزدیک من بوده و هست دربارهی انتخابات بحث میکردیم، نه من توانستم به او بقبولانم که احمدینژاد لیاقت 4سال دیگر ریاست جمهوری را ندارد و نه او توانست شایستگی محمود را به من ثابت کند! منطقمان متضاد هم بود؛ مثلا من کمبود آزادی بیان را از نقاط منفی احمدی نژاد میدانستم و او همین را به عنوان نقطهی مثبت!
پ.ن1- تعطیلات نوروز هم مثل همهی سال های گذشته به بطالت گذشت! امسال هم مثل همهی سال های گذشته با خودم عهد بستم که استفادهی خوبی از این 20 روز کنم که ... !
پ.ن2- وقتی رفتیم سینزدهمان را در کنیم! وسوسه شدم مثل تعدادی از دوستان گرامی که زدهاند به کار عکاسی (از جمله دکترشیرسارا و طبیب عزیز) ما هم هنری از خودمان بیرون بدهیم. این شد که یک تصویر پانوراما از تالاب چغاخر گرفتیم. این تصویر برای آنکه به این شکل در بیاید توسط photoimpact ادیت شد.
پ.ن3- از ساعاتی دیگر دوباره نشستن سر کلاسهای نکبت بار! شروع میشود. هرچه بیخیال بودیم موقع این تعطیلات از فردا باید اضطراب پاس کردن انگل بخوریم.
- ۰ نظر
- ۱۵ فروردين ۸۸ ، ۱۴:۴۲